مادر عزیز است و زبان مادری پاره ای از بودن مادر است.
یكی از متفكران چه زیبا گفته است:
« پشت كردن به زبان مادری كمتر از پشت كردن به مادر نیست ».
این مطلب نه گله است نه انتقاد و نه ... ، فقط درد و دل است.
درد و دل درباره هویت و زبان وانشونی، زبانی که از وقتی به دنیا می آییم تا لحظه ای که این
دنیا را به درود می گوییم، در گوشمان زمزمه می شود.
اینکه زبان رسمی کشور فارسی است و کودک مان باید بتواند به فارسی صحبت کند قبول ،
ولی چرا از همان بدو تولد باید این زبان را یاد بگیرد. چرا نباید ابتدا بتواند به زبان اجداد
خودش صحبت کند،
بسیار هم ولایتی هستند که با اینکه پدر و مادرشان وانشانی هستند ولی نمی توانند به
زبان وانشونی صحبت کنند. آیا این برای ما ناگوار نیست که نتوانیم به زبان مادریمان صحبت
کنیم.
زبان مادری همزاد بشر است. در این زبان زلالی صدای مادر، مهر مادری، آرزوها و رویاها،
عشق ها و تلخ كامی های روزگار در هم گره خورده است.
زبان مادری گذشتگانمان ، یادگار لالایی و گهواره جنبانی و قصه گویی های بلند نیمه شب
مادر است.
یادآور كودكی، یادآور روزهای رفته، روزهای فراموش ناشدنی لبخند پر مهر مادر.
غربت هویت و زبان وانشونی در شهرهای بزرگ رنجی روح آزار است تا آنجا که از هویت
وانشانی بودن و تکلم با آن زبان خجالت بکشیم ولی این راباید بدانیم که زبان وانشانی
بخشی از هویت ماست.
انكار زبان مادری پنهان نمودن بخشی از هستی انسان است و این كتمان خویش و هویت
خود باعث بروز نوعی بحران هویت، تضاد و تعارض درونی در وجود فرد و جامعه خواهد شد.
انکار و گریز از زبان و زادگاه خود همچون نشستن بر قایق سرگردان در دریایی توفانی است
كه بی هیچ هدفی از ساحل فاصله می گیرد. بنابر این سرمنزل نهایی هویت وانشان در این
دریای توفانی به کجا ختم خواهد شد؟
متاسفانه زبان و هویت وانشونی را کم کم، داریم فراموش می کنیم و امروزه کمتر کسی در
شهرهای بزرگ پیدا میشود که به کودک خود زبان وانشونی یاد بدهد و همچنین کسر شآن
خود می داند که بگوید زادگاهم کجاست !!!!
در پایان این جمله را می توان گفت:
آم وانشوني اِگه به ياقايي ِبرساي
يادِت وانَشو
اِز كاچهَ شُروت کَر تو .
ادامه مطلب...
بیاید شبهای قدر را، قدر بدانیم

شب قدر شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو،
آغاز فردایی که تاریخی نور را بنیاد میکند. این شب از هزار ماه
برتر است، شبی که باران فرو میبارد، هر قطرهاش فرشتهای
است که بر این کویر خشک و تافته، در کام دانه ای
بوته خشکی و درخت سوختهای و جان عطشناک
مزرعهای فرو میافتد و رویش و خرمی
و باغ و گل سرخ را نوید میدهد

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله ![]()
فزت و رب الكعبة ![]()

سوگند به پروردگار كعبه كه رستگار شدم
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد
غمخوار دردمندان امشب شهید گردید امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید
تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت
امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند
تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد امشب به نام سجاد خط اسارت آمد
امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید آری برادر امشب زینب اسیر گردید
باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران
امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

مناجات علی از سوی نخلستان نمی آید صدای دلنشین شاه انس و جان نمی آید
به جای صوت قران چونشده کز خانه حیدر نوایی جز صدای ناله و افغان نمی آید
به فرق مظهر حق وعدالت ضربتی خورده که امید حیات از آن شه خوبان نمی آید

نام : علی
لقب : مرتضی
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : عمران ابوطالب
نام مادر : فاطمه
تاریخ ولادت : 13 رجب
محل ولادت : خانه خدا
مدت امامت : 30 سال
مدت عمر: 63 سال
تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری
علت شهادت : تحریکات معاویه و قطام
نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم
محل دفن : نجف اشرف

القاب و کنیه آن حضرت
ابوالحسن
ابو تراب اسدالله
ابوریحانتین ابومحمد
ابوالحسین ابوالشهدا
الأنزع البطين مرتضی
سیف الله علی سید عرب
فاروق اعظم صدیق اکبر
یعسوب المؤمنین یعسوب الدین
حیدر مولی

شهادت حضرت علي (ع) بر عموم مسلمانان
خاصه وانشاني ها ي عزيز تسليت باد
ادامه مطلب...
میلاد کریم اهل بیت

نیمه اين ماه مبارک بس شرافت دارد امشب
چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب
جشن میلاد حسن(ع) در عرش اعلا گشته بر پا
زین سبب بر لیلة الاسرا شباهت دارد امشب

نام : حسن
لقب : مجتبی کنیه : ابو محمد نام پدر : علی نام مادر : فاطمه محل ولادت : مدینه طیبه مدت امامت : 10 سال مدت عمر : 47-48 سال

تاریخ ولادت : نیمه ماه مبارک رمضان سال 3 هجری
علت شهادت : تحریک معاویه وزهر جعده
نام قاتل : جعده دختر اشعث
محل دفن : بقیع
القاب و کنیه امام حسن مجتبی علیه السلام
امام دوم ابوالقاسم محتبی
زکی أبو محمد کریم
سیدّ قائم
طیّب زاهد
مصلح حجّت
تقی امیر
ولی اثیر
امین، ریحانۀ
سبط اوّل








مديريت وبلاگ وانشان،
۱5رمضان المبارک، سالروز میلاد کریم اهل بیت(ع)،
سبط اکبر و سید جوانان اهل بهشت
حضرت امام حسن مجتبی (ع)
را به تمامی مسلمانان بخصوص وانشاني هاي عزيز تبریک میگوید.
ادامه مطلب...
قابل توجه دهیار و اعضای شورای محترم وانشان
روستای وانشان در تعطیلات آخر هفته در این فصل از سال میزبان بسیاری از گردشگرانی است که
ترجیح می دهند این روزها برای استفاده از طبیعت در این روستای سرسبز و خوش آب و هوا سپری
کنند. مردم روستا هم با آ غوشی گرم از این گردشگران استقبال می کنند.
..................اما به شرطها وشروطها......................
در هفته گذشته تعدادی جوان مجرد که به صورت گروهی در مسیر آب قنات فلق وانشان برای
تفریح آمده بودند متاسفانه میهمانان خوبی نبودند .
بنا بر مشاهدات و گزارش های رسیده از اهالی روستا این افراد که چندان سر و وضع مناسبی هم
نداشتند (به اصطلاح خودمان آقایان بی حجاب) اقدام به استفاده از مشروبات کرده و چهره بسیار
زشتی را به صحرای زیبا داده بودند و هم موجب ناراحتی خانواده هایی شده اند که در آن نزدیکی
اطراق کرده بودند .
درسال جاری بارها عده ای از این جوانها جهت تفریح و خوشگذرانی در کنار نهرهای و داخل
باغات شخصی، اقدام به برپایی چادر و روشن کردن آتش و همچنین به رقص و پایکوبی و مصرف
مشروبات الکلی و مواد مخدر پرداخته اند و گاهاً با ورود به باغات موجب ضرر و زیان کشاورزان
شده اند.
از آنجائیکه این مکانها مورد نظارت نیروی انتظامی نبوده باعث می شود، این ارازل با خیال
راحت تر به کارهای نامشروع و همچنین دزدی های اخیر خود ادامه دهند و متاسفانه هر روز تعداد
این افراد بدلیل عدم نظارت مسئولین روستا، بیشتر خواهد شد که این خود باعث مزاحمت و
ناهنجاری شدید برای اهالی محترم روستا خواهد شد.
لذا از دهیار محترم و همچنین اعضای محترم شورای وانشان تقاضا می شود نسبت به
پی گیری و راه حل مناسب جهت این معضل اقدام نمایند.
در پایان خواهشمندیم اگر کسانی قصد گردش در روستای وانشان را دارند حتما همراه با خانواده
تشریف بیاورند تا روزی خوش و به یاد ماندنی را در این روستا سپری کنند.
ادامه مطلب...
دهیار محترم وانشان
اعضای محترم شورای وانشان
از چاه حفر شده توسط خوانساریها
در (پشت هیجده پی )
چه خبر؟؟!!!!!!!!!
لطفاً اطلاع رسانی نمائید
براساس اطلاعات واصله از عده ای از ساکنین وانشان ظاهراَ در پشت کوه تیر چاه عمیقی
توسط خوانساریها حفر گردیده است که به آب فر اوانی هم رسیده که قرار شده است این
آب جهت شرب به شهرستان خوانسار منتقل شود این چاه در حریم قنوات وانشان
(پشت هیجده پی ) حفر گردیده که در صورت بهره برداری باعث خشک شدن صدرصد قنوات
خواهد شد و در این زمینه ازطرف مسئولین روستا می بایستی اقدام عاجلی انجام شود.
ادامه مطلب...
جاذبه های سیاحتی- زیارتی - توریستی یک روستا
-745215.jpg)




یکی نبود به ما بگه عاقلها ،دارید چیکار می کنید، با هستی تان و خاطراتتان ،چه می کنید
ترس از خرابی دیوار که باعث نمی شه خانه را خراب کرد،آدمهای عاقل ،دیوار خراب را تعمیر
می کنند،مرمت می کنند،می گفتید استاد بنا بیاید چند تا کارگر هم می گرفتید،یک مقداری آهک
وآجر و خاک رس ونمی دونم ماسه وتعمیرش می کردید .برفرض هم که می خواستید مشکل را
حل کنید،حداقل بالاخانه را خراب می کردید.
دست به دوتا اتاق آلمانی اینور حیاط نمی زدید . اقلاً یک جایی داشتید که سرگردان نباشید .
امان از این طرح هادی که داره چه می کنه؟!!!

روزگار غریبی است،شاید هم همسایه ها حق داشته باشند ما که ساده ایم تقصیر مردم چیه ؟
اگه ما ساده نبودیم نمی گذاشتیم خانه ای که هر خشتش ، برایمان خاطره ای هست ، به این روز
بیفتد یا به این روزش بنشانند.
و در آخر
ای کاش پدر و مادر بودند
ای کاش خانه را خراب نکرده بودیم
ای کاش آنرا زودتر ساخته بودیم
برگفته از وبلاگ بافران
ادامه مطلب...

باز امشب حق صدایم کرده است وارد مهمانسرایم کرده است
باهمه نقصی که درمن بوده است بازهم او دعوتم بنموده است
میهمانی شدشروع ای عاشقان نورحق کرده طلوع ای عاشقان
بــاز مــولا سفره داری می کــند دعــوت از عبد فـراری می کند

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت
کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز
باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

ادامه مطلب...
تصاویر ١٤ مردادماه 89
ادامه تصاویر را در اینجا و اینجا و همچنین
در وبلاگ های تصاویر وانشان مشاهده نمائید
ادامه مطلب...
«ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة».


|
بر مشام جان رسد بوی حسین |
آن بهشتی بوی دلجوی حسین |
|
از کجا آید خدایا این نسیم |
که آورد همراه خود بوی حسین |
|
از نجف، از کاظمین، از سامراست |
یا ز مشهد یا که از کوی حسین؟ |
|
یا که زهرا در مدینه، شانه زد |
بار دیگر تار گیسوی حسین؟ |
|
یارب ! این عطر بهشتی از کجاست |
میوزد آیا ز شکوی حسین؟ |
|
گفت هاتف: سوم شعبان رسید
|
این بُوَد عطر گل روی حسین
|

«عبودیت تنها از برکت نام حسین علیهالسلام زنده است. سالکان نیازمند نورند و حسین (ع)
مصباح هدایت است. چراغ روشنی که خداوند در طریق دشوار بندگی افروخته است تا
عاشقان در آن نظر کنند و جان خویش را از فروغ او بیافروزند. عاشقان غرقهی
دریای عشقند و حسین علیهالسلام کشتی نجات است. آن که در کشتی
نجات نشسته است، از موجهای هایل دریای عاشقی بیم ندارد
و این است که:
«ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة».

![]()

حسین سلطان عشق،
عباس ساقی عشق،
زینب شاهد عشق
و سجاد راوی عشق.
کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد...
اعیاد شعبانیه مبارک
![]()
![]()





فرارسيدن ولادت
ادامه مطلب...







دلـــــــــــــش، لبالــب اندوه و محنت و غم بود بـــــه كــامش، از غم انسان شرنگ ماتم بود
وجـــــــــود وی هـــــــمگی درد و التهاب شده ز آتـــــــش دل خـــــــود همچو شمع آب شده
كــــــــــه پیــــــــك حضـرت دادار، جبرئیل امین عیـــــــان بــه منظر او شد، خطاب كرد چنین:
بخـــوان به نام خدایـی كه رب ما خلق است پـــــدیــــــد آور انســـان ز نطفه و علق است

بــــــــخوان كه رب تو باشد ز ما سوا اكـــرم كـــــــــــه ره نمود بشر را، به كاربرد قــــــــلم
بــــــه گوش هوش چو این نغمه سروش شنید هــــــــزار چشمه نـــــــور از درون او جوشید
ز قیــــد جسم رها شد، به ملك جان پیوست شــــــكست مرز مكان را، به لا مكان پیوست
درون گلشن جانــــــــش شكفت راز وجــــــود گـــــــشود بـــــــار در آن دم به بارگاه شهود
بــــه بـــــزم غیب چو تشریف قربتش دادند در آن مشـــــــاهده منشـــــــــور عزتش دادند
چـــــــو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد غبـــــــــــار میم، بشد زایل از دل احـــــــــمــــد
بــــــــــه بی نشانی مطلق ازو نشان برخاست حجــــــــاب كثرت موهوم از میــــــــان برخاست
دوبـــــــــــاره چون به مكان، رو، ز لامــــكان آورد امیـــــــــــد و عشق و رهـــــایی به ارمغان آورد
درود و رحـــــــمــــــت وافر، ز كردگار قدیــــــــر بـــــــــــر آن گزیده یزدان، بــــــــر آن سراج منیر







ادامه مطلب...

** مـهـدی(عج) بـیـا در گـوشـه زنـدان نظر کن **
** بــا دیـــده گــریــان عــیــادت از پـــدر کــن **
** بر گو به زهراء(س) مادرت، سرت سلامت **
** دیــدار مــوســی(ع) و تــو در روز قـیـامـت **
نام:موسى بن جعفر. كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل. القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.( آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.) منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان. تاریخ ولادت:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند. محل تولد: ابواء (منطقهاى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابىطالب علیهم السلام. نام مادر:حمیده مصفّاة. نامهاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. مدت امامت:از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون الرشید به آن حضرت خورانیده شد. محل دفن:مكانی به نام مقابر قریش دربغداد كه هم اكنون به «كاظمین» معروف است. همسران: 1. فاطمه بنت على. 2. نجمه. فرزندان: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یكى از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت كه 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند. شهادت مظلومانه و جانسوز هفتمین پیشوای شیعیان، حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم(ع) را به پیشگاه مقدس حضرت حجة بن الحسن العسکري(ع) و تمامی شیعیان و محبان آن حضرت بخصوص وانشانی های عزیز، تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.
ادامه مطلب...
![]()
![]()
مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي كه محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه
او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و
فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را
آبشار لبخند او شكوفا كند. مردي كه طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار
حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاكان
مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش
لبريز مي شد. علي، فصيح ترين شعر
حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.
.jpg)

در ميان کعبه جان ،پـرتو حق جلوه گر شد
فاطمه بنت اسد هم ،صاحب زيبا پسر شد
کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود
آسمان کعبه گويي ، مظــهر صـدها گهـــر شــد
عطــر جـانبخش بهشتي در فضـاي کعبه پيچيد
تا که ميلاد سعيد مـرتضي فخر بشر شد
مژده ميلاد مـولا ، مي کند از غم رهـايم
زين بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شد

ابوالحسن
ابو تراب اسدالله ابوريحانتين ابومحمد
سيف الله علي سيد عرب
فاروق اعظم صديق اکبر يعسوب المؤمنين يعسوب الدين امير المؤمنين وصيتنامه حضرت علي(ع) نمادي از ايمان و وارستگي - جهاد در راه خدا؛ از مال و جان خود در اين راه، کوتاهي نکنيد. - توجه شايسته به نماز؛ چرا که نماز، ستون دين شماست. - مبادا ديگران در عمل کردن به قرآن بر شما پيشي گيرند. - رمضان؛ که روزه آن ماه، سپري است براي آتش جهنم. - زکات مال آتش خشم الهي را خاموش مي کند. - فقرا و تهيدستان را در زندگي خود شريک کنيد. - از خدا بترسيد که کيفر خدا شديد است. روز پدر به همه پدران مهربان مبارکباد پدرعزيزم يادت بخير (اطيابي) دوست عزيز اگر پدرتان در قيد حيات هستند قدر آن را بدانيد ولادت مولي الموحدين اميرالمومنين حيدر کرار شير خدا مولود کعبه و فرا رسيدن روز پدر را خدمت شما وانشاني هاي عزير تبريک و تهنيت عرض ميکنم .

![]()


ابوالحسين ابوالشهدا
الأنزع البطين مرتضي
حيدر موليادامه مطلب...

مـوي از غــم سامــرايـيام گشته سپيد
در چهره چروک بيکسي گشته پديد
داني که چرا به سينه و سر بزنيم؟
چون بوالحسن ثالث ما گشته شهيد

شهادت جانسوز
در سوم رجب سال 254 هجري قمري,حضرت امام علي النقي (ع) دهمين ستاره درخشان آسمان
ولايت و امامت به درجه رفيع شهادت نايل آمـــدند.مشهورترين القاب ايشان نقي ، هادي،في،
مرتضي، عالِم، عسگري و رشيد مــي باشد.امام علي النقي(ع) در هشت سالگي پدر
بزرگوار خود را از دست دادند و از آن هنـــگام هدايت و ارشاد امت مسلمان را بعهده
گرفتند.متوکل خليفه ستمگر عبـــاسي که از قدرت و نفوذ علويان در مدينه بيم
داشت,امام علي النقي را به ســامرا منتقل کــرد و مدت 11سال امام و ولي
مسلمانان را در ايـن شهر تحت نظـــر قرار داد . در اين مدت, عوامل خليفه
ستمگر عباسي, چندين بـــار از امام عـــلي النقي (ع) بـاز جويي کردند
و سر انجام معتز ديگر خليفه ستمگر عبـــاسي,امــــام علي النقي را
با زهري مهلک به شهادت رساند و در سامرا به خــاک سپرده شد.
حضرت امـــام علي النقي (ع) به هنگام شهادت نـزديک بــه 41
ســــال از عمر مبارکشان مي گـــذشت و از اين مدت 32
سال را به امامت گذرانده بودند.

شهادت جــانسوز حضرت امـــام علي النقي {هادي} (ع)
را به همه پيروان و دوستداران آن حضرت و به خصوص
به ساحت مقدس امام عصر (ارواحنا له الفدا) و
وانشاني هاي عزيز تسليت و تعزيت مي گوييم.
ادامه مطلب...
مرگ تدریجی یک روستا
خیلی از دیوارها فرو ریخته اما هنوز شمایل تاریخی آن بافت روستایی باقیمانده است. از بعضی خانهها
طاقهای فرو ریختهای دیده میشود که همچون دهان باز از خاک پر شدهاند.
بوی نم از کاه گلها ی دیوارها بر بلند نمیشه و صدای چوشی کشان برای کربلایی ها و از مکه برگشته ها
بلند نمیشه. در فضای وانشان مراسم جشن عروسی و .....انجام نمی شه و با همه این اوصاف هنوز دلت
می خواهد در کوچه های خاطره قدم زنی ودلت را به خاطره ها خوش کنی .که جز این چاره ای نیست .
جمعیت چندانی در روستا دیده نمیشود اما از در و پیکر آهنی تعدادی از خانههای خشتی میتوان فهمید
که هنوز سکونت و زندگی در این روستا جریان دارد.
این ها مشخصات وانشان، روستایی تاریخی در 12 کیلومتری گلپایگان است. روستایی که ویرانههایش هر
روز بیشتر میشود.
روز و روزگاری داشت وانشان

روزگاری نه چندان دور در وانشان، اکثر پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های ما پس از اتمام کار روزانه با
خستگی فراوان به خانه خشتی با اتاقهای محقر پناه می بردند هرچند که خیلی خسته بودند ولی
از بیحالی و اعصاب ندارم، هرگز حرفی نمی زدند آنان مردمی آرام و عاطفی و مهربان و مهمان نواز
بودند، تعدادی کشاورز زحمتکش و خرده مالکینی که سالیان سال در کنار هم کاشتند و برداشتد
تعدادی نیز سر از شهرهای دیگر در آورده و چه زود اهل و عیال را تنها گذاشتند ورفتند تا نانی به
کف آورند و در این میان نیز تعداد قلیلی شب گرد بیابانها شدند،در جاده های خاکی و پر دست انداز
ولایت غربت شب و روز در پی احشام دویدند تا شاید ذخیره ای برای زمستان پیری خود بیندوزند.
بهر حال همه با هم بودند ومثل هم. سرحال و سر مست از،طبیعت و آب و هوای سالم .
یادش بخیر آب خنک کوزه ها و بوی نان تازه تنور و نان قرضی به همسایه ها و آسیابهای دستی و
هاون های سنگی و صدای جیر جیر دک های پشم ریسی مادران و صدای دفتین زنان فرش باف با

تعصبی که در اقتصاد خانواده زیر نور چراغ های گرد سوز چشمانشان را کم سو کردند تا فرزندانشان
فردا روز تاریکی جهل را یدک نکشند.

و این مردم مهربان فارغ از تجملات شهری ، از اینکه در ایام عید با جارو تلخه دوده ها و سیاهی
اتاقشان را می زودوند در پوست خود نمی گنجیدند و با تهیه گندم شاهدانه و سمنو و انار خشک
و خرما و آجیل ، شب چره مهمانی ایام نوروز را فراهم می کرده اند.
و اما !! بعدا ازمدتی دیری نپائید در به پاشنه دیگری چرخید خانه های قدیمی توسط فرزندانشان
رها شد و ،در جایی دیگر عوض خشت وگل ، با آجر وسیمان وآهن خانه ای دیگر ساختند برقشان
شبانه روزی شد، یخچال ها بجای کوزه بکار افتاد و کوزه ها به فراموشی سپرده شدند قالی های
گلدار ماشینی جای گلیم ها و فرش های دستباف زنان قالیباف، را گرفتند ، آن بارکش های سیاه
و سفید جایشان را با بنز و پژو و پرایدهای های سبز ونارنجی عوض کردند
تنورها یکی پس از دیگری برداشته شدند و دیگر قالیباف ها با هم رقابتی نمی کردند.
ولی صد افسوس که کم نبودند آنها که رفتند و یار و دیار دیرین خود از یاد بردند، و غافل از اینکه خانه
پدری در حال ویرانی است...
و اما حالا !!! آن مهاجران،گهگاهی به انتظار نوروز ، یا محرم می نشینند تا بهانه ای باشد،
سری به زادگاه خود بزنند و بر سر مزار عزیزانشان فاتحه ای بخوانند و اندکی تفکر کنند که نوبت
رفتن آنان به دیار باقی کی فرا خواهد رسید و زیر کدامین خاک خارج از زادگاهشان خواهند خفت؟

قدیمای وانشون

بــــه دور از نـــا مـــرادی هــای حـــالا یـه یـــادی مــی کنـــم مـــن از اون قــدیـــماقـــدیمـــا بــود ، بـی پــولی و زحمت ت زیــاد روی زمین، امیــدی بـه رحمت
قـــدیمـــا پول نبود امـا خوشــی بـود صلـح و صفــا میو ن پیـرا و جونــاشـون بـــود
روزا جســم هـمه رنـــجور مــی شـد ولی شب، دور هم خوشی ها جور می شد
شبا چــاربیتی خونـا خوش میخوندن جَوونـا پیـش بـابـاهـا تـوی ده مـی مـونـدنـد
قـــدیمـــا یـــک دل و یــــک یــار بــودن ازخــروس خون تا شب ، همه پی کار بودند
قـــدیمـــا " بــزرگانـــش " مــرد بـــودن اربـــابـــا و رعیتـــا ، همه همـــدرد بــودنــــد
جَــــــوونا پُــــر نشــــات و شــاد بـودن بــــــرا « خرمن » همـــه پا « داد » بــودن
دلـــــم تنــگــــه بگــــــم از کجـــایـــش از « فلق» یا « مرغان» یا « دشت بالایش»
چــی شــــد اون " پیــالــه آبـــاشون" چـــی شــــد اون فکـــــرای بیـــــدار شـــون
چـی شـد اون مـالک از خـود گــذشته چـــــرا کشتـــــی مــــــــا در گل نشستــــه
چی شد اون برج جمال و سردزی مون چایی توی قهوه خونه مشتی خلیـــل مون
کجا رفت " ... باباعلی ،محدمهدی " محمدصــــادق اذان گـــــوی" این آبــادی
کجــــان " آشیخ " و " میــرجوادی ها " کـــجان " اُســتا قربـــون" و محد آقـــا هـــا"
کـجان اون شــب نشینی های قدیمی کجــاســت صلــح و صفــای مردان قدیمی
کجان اون رعیتا که گندم می کاشتند کجا رفت گردوهـا که هیجا از اون نداشتن
قــــدیمــا بــود ، رفتــــن ، آمــــدن هـــا بــــه قربـــون پــــدر ، مـــــادر شـــدن هـــا
بنـــــــازم ایــــن دهــــات نــــازنیــــن را بله وانشـون ،دیار « مردیهای قـــدیمی را »
ولــــی افســــــوس از حــــــالا و از مـــا که یــادش بخیر « قدیما » هی قــدیـــما
واز همه ی اینها که بگذریم ، صحبت اکنون خوشست!
آباد کردن خانه هامان و آبادانی روستایمان.که بحمدا... هنوز سبزی هست و آب هست و آبادی
هست.
امیدی بسازیم برای جوانان روستا ، که بمانند و به زندگی بیندیشند وبه توسعه که اولین و مهمترین
دلیل بودنشان ، کار است وکسب است وزندگی آسوده ، تا امیدی باشند برای فرزندانشان و امیدی
باشند برای پیشرفت شان ونمونه ای باشند برای همگان که روستایی اند ودوستدار آب وخاک ولایت
مادری که بمانند بسازند.
پس اگر دلمان براي انگيزههاي خاطرات خودمان نميسوزد دست كم براي تهي نماندن دوران پيري
كودكان و نوجوانانمان دلسوزی نمائیم
ادامه مطلب...
دیگران کاشتندو ما خوردیم
این ضرب المثل زیبا از گذشتگان ما به جای مانده ، الحق که چه زیبا گفتند که: دیگران
کاشندو ما خوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند
دشت وانشان در زمان های کمی دورتر بسیار سر سبز و رنگین و تفریحگاه آشنا وبیگانه بود تا
جای جای آن تا کرانه های ریگزار های دوست داشتی، همین طور سرسبز بود و نسیم خوش
باد اصفهانی، خوشه های گندم و جو را نوازش می کرد

و سر تا سر دشت را درختان گردو ، بادام و سیب پوشانده بود ولی حالا چه؟
امروزه کسی نیست که بکارد تا دیگران استفاده کنند
امروز ما نمی کاریم تا که دیگران نخورند
امروز کاشته های قدیمی ها را از ریشه می خشکانیم و می سوزانیم تا ضرب المثل کمرنگ
وکمرنگ تر شود. و جایش را به این ضرب المثل امروزی بدهد که
دیگران کاشتندو ما خوردیم ، ما نمی کاریم تا که دیگران نخورند

ای کاش...
زمانی نه چندان دور، برج قلعه ها در اطراف وانشان سر به آسمان ساییده بودند که در نوع
خودشان منحصر به فرد بودند این برج ها دارای طبقات مجزا بودندکه در هر طبقه تیرکش هایی
داشت که دیدمحدوده ی خود را تا مسافت ها و تا پای برج را کنترل می کرد اما سالها پیش این
برجها بدون توجه به قدمت آنها هر یک خراب شدند

ای کاش مختصر بودجه ای را در جهت ترمیم و باسازی قلعه و برج بجا مانده اختصاص داده
می شد تا نمای وانشان مجذوب تر می شد تا شاید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بذل
توجه ای به آن می نمودند تا همانند ارگ گوگرد جهت بازدید گردشگران و زوار امامزاده در اختیار
نان قرار می گرفت. ای کاش.....ای کاش.....ای کاش
ادامه مطلب...
"انا لله و انا الیه راجعون"

با نهایت تأسف و تأثر درگذشت
به همین مناسبت مراسم ختم آن مرحوم دوشنبه 17/3/89، از ساعت 16 الی 17:30 در مسجد جامع نیاوران واقع در تهران ، شمال کاخ نیاوران برگزار می گردد. ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم اطیابی از احديت،صبر براي بازماندگان و علو درجات و حشر با اولياء صالحان براي آن مرحوم خواهانیم
حضور شما گراميان موجب تصلاي خاطر بازماندگان وشادي روح آن مرحوم خواهد بود
مهندس سید جلال اطیابی{ فرزند عطا حاج میرزا حسین }
را به اطلاع عموم همشهریان محترم می رساند.
ادامه مطلب...
«انا اعطيناك الكوثر»

فاطمه يعني شرف،يعني حجاب
فاطمه فخر زنان، روز حساب
فاطمه يعني رضاي کردگار
شاهکار خلقت پروردگار 
نام، القاب و کنیه حضرت فاطمه
نامها القاب کنیه ها
فاطمه بتول، تقیه، حبیبه، حُرَّة، حوراء، حوریه، راکعه، رشیده، رضیه،زهره،سعیده ریحانه اُمّالحسن
صدیقه سیده،شهیده، صـابره، صـادقه، صدوقه،طیبه،عارفه،عالیه، عذراء اُمّالحسین
مبارکه عزیز،علیمه،عـدیله، فاضله، فریده،کریمه،کوثر، کوکب، مؤمنه اُمّالمحسن
طاهره مبشره، محموده،مطهره،معصومه،ملهمه،ممتحنه،موفقه اُمّالمؤمنین
زکیه منصوره،،مهدیه، ناعمه، نقیّه، والهه، وحیده،نوریة اُ مّالفضایل
راضیه انسیة، ،حانیةرحیمة، رشیدة، محترمة اُمّالخیرة
مرضیه صابرة،سلیمة صفیة، معصومة اُمّالأسماء
محدثه محتشمة،جلیلة، کیمة اُمّأبیها
زهرا فهیمة،حنانة اُمّالأئمة
اُمّ أبیها

فرشته مهربانی مادر

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم… صبوری های تو مادر، منو به گریه میندازه
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
تو ای مادر که یک عمره،دلت با غصه دم سازه
مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم
از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم
برای سرنوشت من، تو دلواپس ترین بودی
تو ای همیشه غم خوارم تو ای بهترین یارم
به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم

مادر خوبم، روزت مبارک
ميلاد با سعادت ام ابيها حضرت فاطمه الزهرا (س) و روز زن و مادر
را به تمامي مادران و زنان خصوصا مادران خوب وانشانی
تبريک و تهنيت عرض مي نمايم
ادامه مطلب...
آبادانی وانشان
به روایت تصویر


آقای... چه وقت نوبت کندن، سنگفرش این کوچه می رسه؟ ![]()


نا همواری سنگفرش با آسفالت


از مشاهدات آورده اند
در روزگارانی نه چندان دور، حمام قدیمی خشتی(که خود از آثاری گرانبها بودندی) را
با افکار واهی تخریب کردندی و بجایش حمامی جدیدی از بتون و میلگرد بساختندی
هم اکنون با چه فکری، دوباره این حمام تخریب کردندی ؟؟؟ ![]()







ای بابا این حموم را چرا یاچهَ،بژونساتو؟ نمای ورودی ساختمون حاجی را خرابژ کردتو؟؟ ![]()



به امید آبادانی وانشان از طریق برنامه ریزی اصولی و زیر بنایی
تصاویر : ارسالی توسط هم ولایتی عزیز (همسفر)
ادامه مطلب...
به یاد سه شهید وانشان که خون پاک خود را در آزادسازی خونین شهر نثار کردند

یاد و روح آن حماسه سازان و شهیدان ، هميشه زنده و جاوید باد
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود که میتپید و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادری بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود و در بیپناهی پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نیز که خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزیر شدند که به آن سوی شط خرمشهر کوچ کنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهایی بود که جز در پازپسگیری شهر برآورده نمیشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
<> لحظه فراموش نشدنی <>
"شنوندگان عزیز توجه فرمائید "
"شنوندگان عزیز توجه فرمائید "
خرمشهر شهر خون آزاد شد
سوم خرداد 1361 روز به ثمر نشستن پایداری ملت ایران و آزادی خرمشهر قهرمان، میعاد گاه
بزرگ مومنان و مجاهدان راه حق و از جان گذشتگی پاسداران سلحشور، بسیجیان دلاور و
ارتشیان غیور در جلوه گاه مقدس عشق و ایثار است، که برکات و اثرات آن تا ابد برجای خواهد
ماند و همانند مدالی افتخارآفرین برسینه ملت ایران اسلامی خواهد درخشید.

فتح خرمشهر یکی از نشانه های پایداری آیات الهی است که خداوند آن را عبرتی برای ثابت
قدم بودن اهل ایمان و بشارتی برای تمامی مسلمانان و هدایتی برای همه مظلومان جهان در
برابر ستمگران جنایت پیشه قرارداد که ای کسانی که ایمان آورده اید هر گاه با فوجی از دشمن
روبرو شدید پایداری کنید و خدا را پیوسته یادآورید، باشد که پیروزمند و فاتح گردید.
ادامه مطلب...
نوروز 89 افتتاح اولین کبابسرا در وانشان ، با مدیرت آقای مجید مشایخی
کباب با گوشت تازه گوسفندی
اردیبهشت ماه وانشان

روزگاری این خانه ها ،بهترین بودن ولی حالا!!!!!
بقیه عکس ها را می توانید در وبلاگ های تصاویر وانشان مشاهده نمائید
ادامه مطلب...
«بسم الله الرحمن الرحیم»
قال رسول الله (ص): « اَفضَلُ اَعمالِ امّتی اِنتظارُ الفَرَج »
«گل باجمین، گل بشنمین»
بیــگه تا گُل باجمین، گُل بشنمین ای بِـــــرا تا سر بَگرنِه، بِشتمین
فرخـــی نو نادارمین یا پیــل دار صــولتی خِب دارمین یا یِشتمین
بیـــگه وابیزمین خومونا، خالِّــکه سنگ نیمین، آخِرین حد خِشتمن
قَدّ کِشمین از وِشَنـــــــد مَعنِوی دیم نیمین، پنبـــــه زار وِشتمین
طــاق تا شوم تا کی و اُو گُل گُله؟ طالب خُـــرواز و او مین رشنمین
حج محد میدی! یه کم تعجیل که کشتـــه ی تو مِرته ی واگِشتمین
بور به ایتالاد پی که بعــــد قُرص هرچی ویشتر، تشنه ی بارِشت امین
دشت بالامونا پر اشجـــــار کر دشت جیر را کم نگیرگه کِشتمین
«نافد!» آما چَم به رایمین چَم به را وانشـــــونی یا که از وادِشتمین
محمّد علي مشايخي (نافذ) – اردیبهشت ماه 1389
ادامه مطلب...
دستور زبان وانشانی
![[تصویر: vaneshan.jpg]](http://www.bbdownload.ir/image/vaneshan.jpg)
دستور زبان وانشانی ( قسمت اول )
با سلام به تمام هم ولایتی های عزیز . بنده محسن مشایخی هستم و افتخار می کنم که وانشانی
هستم من خودم وانشان به دنیا نیومدم و اونجا هم زندگی نکردم اما پدر و مادرم و اصلیتم وانشانی
است و علاقه زیادی به طبیعت فرهنگ و زبان آن دارم به همین خاطر سعی کردم در بخش
فرهنگستان تالار گفتمان وانشان مطالبی آموزنده و جالب قرار دهم امیدوارم خوشتون بیاد .
شاید به جرات بتوان گفت زبان وانشانی یکی از قدیمی ترین زبان های ایرانی و حتی دنیاست شاید
تعجب کنید اما کلماتی که امروزه در زبان وانشانی به کار می رود با وجود اینکه بسیاری از کلمات اصیل
آن فراموش شده ، کلماتی است که در زبان های فارسی 5 الی 6 هزار سال قبل که بکار می رفته است
برای اثبات ادعای خودم جند دلیل می آورم و از کسانی که در زمینه ادبیات کار می کنند تقاضا دارم
بیشتر در این زمینه تحقیق کنند و در صورت درست بودن حرف من مثال های بیشتری نیز بیاورند . شاید
یکی از دلایلی که بتوان ذکر کرد وجود بیش از حد حروف (گ)(ژ)(پ)(چ) در زبان وانشانی باشد و چون این
حروف وجه تمایز بین زبان فارسی اصیل و عربی که جزو اولین زبان های تکامل یافته در تاریخ بشر است
می توان این اداعا را کرد که زبان وانشانی اصیل ترین زبان فارسی است که هنوز باقی مانده چون در هر
زبانی ازاین حروف بیشتر باشدمی توان گفت آن زبان به فارسی اصیل نزدیک تراست مثالی که می توانم
برای این اداعای خود بیاورم این است که اگر دقت کرده باشید صرف فعل های زبان وانشانی از قانون
جالب و دقیقی پیروی می کند که انشا الله در آینده به آن قوانین اشاره می کنیم اما این نکته ای که
می خواهم بگویم این است که در صرف این فعل ها از حرف (ژ) در شناسه سوم شخص مفرد و جمع
استفاده می شود
به مثال زیر توجه فرمایید :
اول شخص مفرد : اِمِگُ ( می خواهم ) ****** اول شخص جمع : اِمونِگُ (می خواهیم )
دوم شخص مفرد : اِدِگُ ( می خواهی ) ****** دوم شخص جمع : اِدونِگُ ( می خواهید )
سوم شخص مفرد : اژِگُ ( می خواهد ) ****** سوم شخص جمع : اِژونگُ ( می خواهند )
همان طور که می بینید در تمام فعل های وانشانی در سوم شخص مفرد و جمع حرف (ژ) استفاده
می شود . که این خود باعث می شود این حرف در بسیاری از جملات زبان وانشانی تکرار شود . و اگر
کسی تحقیق کند مشخص می شود آن حرف های دیگر مشخصه زبان فارسی مثل گ-پ-چ بسیار زیاد
در این زبان تکرار می شود .
دلیل دیگری که می توان گفت زبان وانشانی جزو اصیل ترین زبان های فارسی و شاید بازمانده زبان
بسیار قدیمی فارسی 5 یا 6 هزار سال پیش باشد وجود کلمات بسیار قدیمی بدون هیج گونه تغییر
است به عنوان مثال یکی از آشنایان که در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه مشغول به تحصیل بود روزی
از من پرسید در زبان وانشانی به کلمه ( برگ ) چه می گویند من از او پرسیدم علت این سئوال شما
چیست و او گفت امروز استاد ما در دانشگاه معادل کلمه برگ در زبان فارسی باستان که حدود 6 هزار
سال پیش قدمت داشت را برای ما گفت و من احساس کردم که آن را در زبان وانشانی شنیده ام . من به
او پاسخ دادم که در زبان فارسی به برگ می گویند ( ولگ) و او گفت بله دقیقا همین کلمه را استاد ما
گفت مثال های دیگری نیز مانند این وجود دارد مانند کلمه ( پیشین ) و ( پسین ) که کلماتی بسیار
قدیمی در زبان فارسی است که امروزه در زبان فارسی استفاده نمی شود . می باست تحقیق بیشتری
در این زمینه انجام شود و به نظر من کار زیاد سختی هم نیست می توان لیستی از کلمات زبان
وانشانی تهیه کرد و آنها را با معادل کهن آن در زبان فارسی مقایسه کرد که من مطمئنم بسیاری از آن
کلمات عینا شبیه هم است .
یکی دیگر از ویژگی های جالبی که زبان وانشانی دارد و شاید کمتر کسی به آن توجه کرده باشد خلاصه
و کوتاه بودن جملات آن است به طوری که اگر با معادل فارسی آن مقایسه شود بسیار کوتاه تر است به
گونه ای که گاهی اوقات جملات آن به کلمه شبیه می شود . مانند جمله ( کِژِگُ بَشُ) که معال فارسی
آن می شود ( چه کسی می خواهد برود) همان طور که می بینید جمله وانشانی بسیار کوتاه تر از
معادل فارسی آن است . 6 کاراکتر برای نوشتن جمله وانشانی و 20 کاراکتر برای نوشتن جمله فارسی .
ممکن است که مثال های بهتری به ذهن شما برسد پس لطفا در صورت اینکه مثال بهتری به ذهنتان
رسید در همین جا ذکر کنید .
ادامه مطلب...
سومين مجمع عمومي انجمن فرهنگي-اجتماعي وانشانيهاي مقيم تهران
در روز جمعه مورخ۳/۲/۸۹ ساعت 9:30 صبح در مسجد ميثم واقع در بلوار شهيد محلاتي
(آهنگ) خيابان ميثم با حضور ۶۰ نفر از وانشاني هاي عزيز برگزار گرديد.

در ابتدا حاج آقا حسين سلامي در خصوص ضرورت تشکيل اين انجمن سخنرا ني نمودند ودر ادامه
آقاي نعمت اله کامراني در خصوص دستور جلسه و همچنين هدف و مفاد اساسنامه سخنراني نمودند.
در ادامه جلسه ۲۶ نفر از هم ولايتي ها کانديداي هيات امناء شدندکه راي گير توسط ۶۰ نفر از حاضرين
در جلسه انجام شد. ونتیجه بشرح ذیل می باشد:
نفرات کانديدا : 26 نفرکه از اين نفرات 10 نفر انتخاب شدند .به ترتيب تعداد آراء:
. حاج حسن سلامي فرزند حاج درويش
· حاج ابوالفضل تقدسي فرزند حاج محمد قاسم
· حاج محمدابراهيم افشاني فرزند حاج خليل
· حاج مصطفي مشايخي فرزند حاج ميرزامحمد
· حاج حسين (عليرضا) سلامي فرزند حاج محمد
· حاج نور اله کفايتي فرزند حاج حسن
· حاج ابوالفضل مشايخي فرزند حاج محمود
اعضاي عوض البدل هيأت مؤسسین:
· آقاي مهدي زهدي فرزند حاج محمد
. حاج قدرت زندی
· آقاي نعمت اله کامراني فرزند محمد تقي
به اطلاع می رساند اولا) این اسامی به عنوان اعضای هیأت مؤسسین که با رای اکثریت انتخاب شده اند و رای داده اند معرفی میشوند . زیرا طبق قانون وزارت کشور ابتدا باید هیأت مؤسسین دتبال مراحل ثبت انجمن باشند.
ثانیا) بعد جلسه تعدادی از این اعضاء تماس گرفته اند و به دلایل شخصی اعلام انصراف کرده اند که قرار است در جلسه ای که در این هفته برگزار میشود احتمالا این اسامی جابجا میشود.
نتيجه تکمیلی جلسه را مي توانيد در وبلاگ انجمن وانشانی های مقیم تهران پي گيری نمائيد.
*********
جهت تشکيل اين جلسه بحق زحمت زيادي کشيده شد که در اينجا از تک تک عزيزان تشکر مي شود
باتوجه به دعوت از ۳۰۰ نفر، حدود ۶۰ نفر در جلسه حضور يافتند. از تمام عزيزان که به هر دلايلي
نتوانستند حضور يابد، انتظار مي رود در جلسات آتي انجمن شرکت نمايند.
با توجه به قرائت مفاد اساسنامه که اولين بند آن حفظ زبان وانشان بود از مسئولين دست اندرکار تقاضا
می شود در سخنراني جلسات ، از زبان وانشان ( که سر آغاز اساسنامه مي باشد) استفاده شود.
با تشکر
مدير وبلاگ
ادامه مطلب...
سال نو مبارک باد


ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، به خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمی دانسته اند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است.ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه خود نوشته است: ایرانیان باستان هر روزاز ماه را به نامی می خوانند وسیزدهمین روز ماه ، « تیر » نامیده می شود و« تیر » نام فرشته ای عزیز و نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است.بنا براین سیزده نمی تواند نحس باشد.
گشت و گذار و شادی
روز سیزده برای خانواده ها روز آخر تعطیلات نوروزی به حساب می آید و باید از فردای آن به سلامتی روانه کار شده و به زندگی عادی خود بازگردند. این روز مبارک ، در خارج از خانه و در دامن طبیعت سپری می شود و از یکی دو روزمانده به سیزده، خانم ها بساط خوردنیها را فراهم می کند، کاهوی مفصلی تهیه کرده، مقداری سکنجبین تهیه و اسباب غذا، از برنج و روغن و سایرمخلفات را فراهم می کنند. علاقه مردم به این "پیک نیک" بهاری به قدریهست که حتی عده ای صبحانه را هم در خارج از خانه و در کنار جوی آب ودامن سبزه صرف می کنند. یکی ازمهمترین کارهای صبح روز سیزده، به آبسپردن سبزه عید می باشد. این سبزه که بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدی را از خانه گرفته بود را به آب روان می اندازند و دو مرتبه از روی جوی آب می پریدند و اعتقاد دارند که ناراحتی ها و مشکلات خانه با این سبزه از آنها دور می شود. یکی از اعتقادات بی اساس سیزده این بود که تا ظهر سیزده،به خانه کسی نروند تا با سردی و بی حرمتی صاحبخانه روبرو نشوند، چرا که مهمان در این روز، نحوست سیزده خودش را به خانه دیگران میبرد.


تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد . وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند.فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان مي رسانيدند.
سیزده بدر، سه دلیل شناختهشده دارد. یكی اینكه آخرین روز جشنهای نوروزی است و سابقهایدستكم چهار هزار ساله دارد. دلیل دوم در این است كه در این روز عملاً نیمسال دوم زراعی آغازمیشده است. سومین دلیل چنین است كه سیزدهم فروردین، نخستین «تیشتر روز»سالاست.در این روز،مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد بارانآور و نویدبخش سال نیك، به كشتزارها و مزارع خود میرفته و در زمین تازهروییده و سرسبز و آكنده از انبوه گلها و گیاهان صحرایی،به شادی و ترانهسرایی و پایكوبی میپرداختهاند و از گردآوری سبزههای صحرایی و پختن آش وخوراكیهای ویژه (در افغانستان به نام «آش ابودُردا») غافل نمیشدند.
به سخن دیگر، سیزدهبدر از نسخههای جشنهای تیرگان و آبریزگان است.

صبح سیزده همه زود از خواب بیدار می شوند و به راه می افتند . همه با هر وسیله به هر جا فرقی نمی کند . تنها هدف رفتن است به کوه و به دشت به صحرا به طبیعت . باید به طبیعت سلام گفت و تازه شدن را با جشن سیزده تکمیل کرد . کودکان به بازی مشغول و بزرگترها دورهم می نشینند زیر سایه درخت و صحبت می کنند .بچه ها و جوانان به درخت تاب می بندند و تاب بازی می کنند
محل مناسب برای اطراق کردن
مناسبترین محل برای به در کردن سیزده، بیرون دروازه های شهر و در هر زمین سبز و سایه درختی که در نزدیکی آب است ، باشداما بیشتر روز، پس از رسیدن و نشستن، به ساز و آواز، بازیهای دسته جمعی مانند الک-دولک، والیبال و..میگذرد.
ناهار روز سیزده
غذای سیزده بدر به دو شکل تهیه می شود، یا آنرا در خانه پخته و آماده ، یا با صفای بیشتری در صحرا بار گذاشته می شود. محبوبترین غذا، دمی باقلا، دمی بلغور و آش رشته است که غالباً نخود و لوبیای آن در خانه پخته و سبزی و رشته و مخلفات دیگرش را در صحرا اضافه می شود تا جا بیافتد. کسانی که دست و دلباز می باشند، هرگز هنگام کشیدن غذا "لقمه همسایه" را فراموش نمی کنند و حتی به اندازه یک پیاله هم شده از آش خود به همسایه صحرایی خود تعارف می کنند.
سبزه گره زدن
امروزه نيز سنت گره زني سبزه در ميان جوانان رواج دارد که آنان به نيت بستن پيمان ازدواج در سيزده بدر سبزه گره مي زنند. گره زدن سبزه در روز سیزده بدر از جمله رسومی بود که تقریبا تمام زنان و دختران، به خصوص دختران دم بخت و خانه مانده را در بر می گیرد و به این شکل انجام می شودکه باید دو ساقه سبزه را به هم هفت گره بزنند و نیت بکنند تا حاجتشان روا شود. به همین دلیل در اولین فرصت به میان سبزه ها رفته، دو ساقه آنرا در دست می گیرند و با خواندن اشعاری، نیت خود را بر زبان می آوردند. در ابتدا می گویند "سبزی تو از من- زردی من از تو" و بعد مناسب با حاجت خود اشعاری را زمزمه میکردند که مشهورترین آنها این بود
"سیزده بدر/ سال دگر/ خونه شوور/ بچه به بغل"
این روز را بخاطر سپرده می شود و تا سال دیگر از راه برسد و دوباره سیزده
دیگر آرزو می کنیم .
که یک سال دیگر همه شما عزیزان باهم باشید و کنار هم بمانید . انشاا...
گذشت ماه اسفند و آن ماه سختي بهار آمد بهار خوش بهار نيكبختي
شکفته نوبهار گل، گل به گلستان زمين خندان كه پيروز است بر زمستان
بهار آمد سبزه رسيد و باغ گلستان شد بهار وصلت و شادي عشق جوان شد
بهار آمد بيا هر روز در شادي گذاريم چو خوش روزي ز دي يادي نياريم
بهار آمد چو شور بلبلان بين بنوش جام مي و جام جهان بين
الا وانشانیان چو اين روزتان نوروز هميشه شاد باشيد بختتان پيروز
اي بلبل خوش نوا فغان کن عيد است نواي عاشقان کن
چون سبزه ز خاک سر برآورد َترک دل و برگ بوستان کن
بالشت ز سنبل و سمن ساز وز برگ بنفشه سايبان کن
چون لاله ز سر کله بينداز سرخوش شو ودست درميان کن
بردار سفينهي غزل را وز هر ورقي گلي نشان کن
صد گوهر معني ار تواني در گوش حريف نکتهدان کن
وان دم که رسي به شعر عطار در مجلس عاشقان روان کن
ما صوفي صفهي صفاييم بي خود ز خوديم و از خداييم
«سلام قولا من رب رحیم»( 50، یس).
«سلام علی نوح فی العالمین»( 79 ، صافات)
«سلام علی ابراهیم» (109، صافات)
«سلام علی موسی و هارون» ( 120 صافات)
« سلام علی المرسلین»(181 صافات)
«سلام علی آل یاسین» (130 صافات)
«سلام هی حتی مطلع الفجر»(5، قدر)
سنجد ( Sorb ) : نمادی است از زایش و تولد و بالندگی و برکت
سمنو (Samanoo): نماد خوبی برای زایش گیاهی و بارور شدن
گیاهان...
سبزه (Verdure) : موجب فراوانی وبرکت درسال نو شود،رنگ سبز آن
رنگ ملی و مذهبی ایرانیان است.
سیب سرخ (Red Apple ) : نمادی است از باروری و زایش
سماق (Sumac) : برای گندزدایی و پاکیزگی
سیر (Garlic) : برای گندزدایی و پاکیزگی
سرکه (Vinegar) : برای گندزدایی و پاکیزگی
تخم مرغ (Eggs) : از نوع سفید یا رنگی نمادی است از نطفه و نژاد
ماهی سرخ (Gold Fish) : ماهی یکی از نمادهای آناهیتا فرشته آب و
باروری است و وجود آن باعث برکت و باروری می گردد.
سکه (Silver & Gold Coin) : موجب برکت و سرشاری کیسه است
نقل (Comfit ): نمادی است از زایش و تولد و بالندگی و برکت
شیرینی (Sweets ) : نمادی است از زایش و تولد و بالندگی و برکت
آجیل (Nuts) : نمادی است از زایش و تولد و بالندگی و برکت
اسپند ( Wild Rue): در زمانهای قدیم مقدس بوده و در رسم های
نیایشی بکار برده می شده.
انار (Pomegranate) : پر دانگی انار نشان از برکت و باروری است.
در آستانه نوروز،اين سرمايه کهن ملي و ايراني که با آميزه هاي مذهبي
وعرفانه جلوهاي بيش از پيش گرفته است مي باليم و سالي سرشار از
بهروزي را براي همه وانشانی هاي عزيز ازايزد منان خواستاريم .
ادامه مطلب...
ارسالي توسط آقاي معين مشايخي
مختصري از زندگينامه عالم رباني
((مرحوم حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاي حاج شيخ محمد كاظم مشايخي))

مرحوم حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي حاج شيخ محمد كاظم مشايخي فرزند مرحوم
حجه الاسلام آشيخ عباسعلي مشايخي در سال1278 هجري شمسي درروستاي وانشان از
توابع شهرستان گلپايگان درخانواده اي روحاني چشم به جهان گشود. دوران طفوليت خود را در
روستاي وانشان وبا فراگيري علوم قرآني نزد آقا سيد عباس كه مردي متقي و زاهد بود شروع
نمودوسپس تحصيلات حوزه ي خودرا ابتدادرحوزه ي علميه گلپايگان وگوگد باتحمل سختي ها
ومشقات فراوان ازجمله طي نمودن مسافت بيش از ده كيلومتري بين گلپايگان و وانشان به
طور پياده در محضر اساتيدي چون آقا سيدمحمدعلي وحاج شيخ فقيهي تلمذ نمود وپس
ازگذراندن دروس مقدماتي جهت تكميل تحصيلات به شهرستان اصفهان عزيمت ودرحوزه ي
علميه ((جده بزرگ))واقع در بازاراصفهان مدت 5 سال ازمحضر اساتيد بزرگ آن حوزه كسب فيض
نمودند
ادامه مطالب را مي توانيد در اینجا و اينجا و اينجا مشاهده نمائيد

ادامه مطالب را مي توانيد در اینجا و اينجا و اينجا مشاهده نمائيد
ادامه مطلب...
کرسی از چهارپایه ای (میزی) از چوب به اندازه 1x1 متر و بیشتر و گاهی مستطیل تشکیل شده بود که حدود سه وجب بلندی داشته، روی آن را با لحافی بزرگ در اندازه های 4x4 یا 7x7 متر و گاهی بیشتر یا کمتر میپوشاندند. سپس روی لحاف را با جاجیم، ترمه و یا چادر شب سفید تزئین کرده و به تناسب بزرگی و کوچکی کرسی، مجمعه ای مسی برای قرار دادن چراغ، سماور و ظروف خوراکی ها روی آن قرار می دادند.اطراف کرسی را تشک و پشتی گذاشته و بزیر آن می نشستند.

معمولا در خانه های طبقه متوسط و اعیان، دو کرسی موجود بود، یکی برای اهل خانه در اتاقی دیگر و یکی در اتاق پذیرایی برای مهمانان قرار داده میشد. تشک پای کرسی معمولا کوتاهتر اما پهن تر از تشک معمولی بود به طوری که با قرار گرفتن در چهار طرف کرسی، لبه ها روی هم نیافتاده و ناهموار و ناراحت نباشد.
آتش کرسی
در زیر این میز و تشکیلاتی که وصفش رفت، یک منقل قرار می گرفت که حرارت مطبوع زیر کرسی را تامین می کرد و آماده کردن آن هم روشی مخصوص به خود داشت. ابتدا ته و درزهای منقلی را با گچ خیس کرده کاملا می پوشاندند. سپس داخل آنرا خاکستر الک کرده می ریختند و وسط خاکسترها را گود کرده، خاکه ذغال ریخته، آتش ذغال می گذاشتند و باد میزدند تا آتش ذغال به خاکه ذغال ها برسد. سپس به آهستگی و ملایمت روی آنرا با کفگیر خاکستر داده، خاکسترهای دور منقل را به دور خاکه ها و آتش رو برگردانده، فشرده و صاف میکردند. سپس منقل را برای از بین رفتن بوی ذغال مدتی در فضای آزاد باقی گذاشته و سپس زیر کرسی میگذاشتند.
هر چند ساعت یکبار یک لایه از خاکستر روی آنرا پس زده، آتشش را تند می کردند. این روش آتش کردن مخصوص اولین منقلی بود که زیر کرسی قرار داده میشد، از اینجا به بعد، هربار منقل را خاکه رو خاکه می کردند. به این ترتیب که آتش باقیمانده ته منقل را با خاک انداز برداشته، خاکه تازه در منقل ریخته، آتش را مجددا رویش می ریختند و خاکستر می دادند. یک مایه آتش دیگر، گلوله بود که از خاکه ذغال تهیه می شد. به این ترتیب که در تابستان، خاکه ذغال ها را در طشت آبی می ریختند، شن های آن که ته نشین می شد، ذغال های روی آب مانده را جمع می کردند و با دست به شکل گلوله هایی سفت و فشرده مانند کوفته برنجی درآورده و در آفتاب خشک می کردند. دو سه تا از این گلوله ها را در اولین آتش در ته منقل گذاشته، رویش را خاکه و آتش می دادند و باقی مراحل به شکل مذکور اجرا می شد.

چاله کرسی معمولا در میان خانواده های بی بضاعت که توانایی تهیه منقل نداشتند مرسوم بود که البته شرط آن هم داشتن اتاقی بود که زیر پر باشد و بتوان در آن چاله ای کند. این چاله را در محل مورد نظر می کندند دورش را لاق کشیده و صاف میکردند و آتش را در آن درست کرده، کرسی را رویش بر می گرداندند. (در این روش لازم بود که میز کرسی بر روی پایه های کناری بالا زده شود و پس از آماده شدن آتش سر جای خود قرار گرفته و به اصطلاح برگردانده شود.) از آنجایی که این شیوه بیشتر به کار فقرا می آمد و این خانواده ها توانایی دو جا آتش روشن کردن نداشتند، از داخل به وسط سقف کرسی قلابی نصب می کردند که دیزی آبگوشت خود را که غذای هر روزه ایشان بود بر آن آویخته، همان زیر کرسی آنرا می پختند.
چاه های ذغال سوزی در اطراف وانشان قرار داشت که شاخ و برگ ها و تنه درختان پوسیده صحرا را در آنها سوزانده، خفه نموده و ذغال می کردند. اهالی این ذغال ها را سرند کرده، قطعات درشت آنرا به نام ذغال، نیمه درشت را به نام مویزه و نرمترها را به نام خاکه تهیه می کردند. معمولا دو نوع ذغال در خانه ها موجود بود، یکی همین ذغال تنه درخت که نوع مرغوب، پر مغز و با دوام بود و نوعی که ذغال باغی نام داشت و از درختان باغ های اطراف مانند درختان میوه، تهیه می شد و پوک و بی دوام بود .
خانواده های آینده نگر، خاکه ذغال را در اواخر بهار و تابستان تهیه می کردند که هم خشک و هم مرغوب بود و گلوله های مورد نیاز خود را تهیه میکردند.

دو زن دوره ناصری (ناصرالدین شاه قاجار )در کنار کرسی
یادش به خیر! قدیم ها زمستان ها حال و هوای دیگری داشت . خانه مادربزرگ ها بود و کرسی گرم و نرمی که با یک منقل کوچک گرم می شد. علاء الدین ها و چراغ های نفت سوز هم که به ازای هر اتاقی وجود داشت . البته اگر خانواده ها می خواستند که همه اتاق ها گرم باشد،وگر نه فقط یک اتاق را گرم می کردند . خیلی ها تهیه نفت برایشان سخت بود و به گرمای همان یک اتاق اکتفا می کردند و همه در همان یک اتاق می خوابیدند .ایوان و حیاط خانه ها پر از برف بود . انگار آن روزها بیشتر برف می بارید . بعد از هر برف سنگین هم ردهای خانه برای پارو کردن برف روی پشت بام می رفتند .
برف و شیره ،خوراکی دوست داشتنی زمستان بچه های وانشان
در وانشان برف که می بارید بساط برف و شیره خور های حرفه ای هم پهن می شد . البته مادر بزرگ ها تاکید می کردند که برف اول و دوم را نباید خورد چون کثیفند و آلودگی را به همراه دارند، اما خوردن برف سوم بلامانع بود . کاسه های پر از برف سپید و سرمایی که زیر کرسی از خوردن برف های شیره زده شده در جان و تن می پیچید ، خاطره فراموش نشدنی آن روزها است . آدم برفی های غول پیکر و برف بازی آدم برفی درست کردن در وانشان هم عالمی داشت و بیشتر بچه های یک محل و یا یک کوچه با هم آدم برفی درست می کردند و به بچه های محل های دیگر پز می دادند . آدم برفی ها گاهی آن قدر بزرگ بودند که کوچکترها با ترس از کنارشان می گذشتند و مادرها برای تنبیه بچه ها از آن ها استفاده می کردند . آن هایی هم که شجاع تر بودند! روی آدم برفی ها سرسره بازی می کردند.
در وانشان برق به چیزی عادی تبدیل شده و روشنایی خانه را تامین میکرد. به همین دلیل کم کم پای اجاقها و منقلهای برقی که از جنس آجر نسوز بود و با چند المنت (مانند بخاری برقی) کار می کرد، به خانه ها باز شد و جای منقل های ذغالی را گرفت. این منقل های برقی که در ابتدا بدون حفاظ بودند، کم کم و شاید در اثر اتفاقات ناگوار متعدد، با شبکه ای توری که روی بخش التهابی آن را با فاصله ای مناسب می پوشاند، مجهز شدند. حسن بزرگ منقل های برقی این بود که بر خلاف آتش ذغال، قربانی نداشت. چرا که دود آتش ذغال موجب خفگی چه بسیار کودکان و افرادی می شد که سر به زیر لحاف کرسی کرده یا آتش ذغال کرسی ایشان دود داشته و خانواده را از بین میبرد پس از منقل های برقی، بخاری برقی و بخاری نفتی و گازی جزو لوازم اصلی خانه شد. این وسایل جای کمتری اشغال میکردند و با گرم کردن تمام فضای خانه، زندگی را برای اهل منزل بسیار آسان تر می کندو به این ترتیب کرسی با تمام لذتی که داشت، کم کم برچیده شد. لحاف های بزرگ آن به لحاف هایی کوچکتر تقسیم شد و چهارپایه یا میز کرسی هم یا به استفاده دیگری رسید یا فروخته شد و خلاصه آثار وجود کرسی از خانه ها رخت بربست. بخاری گازی ارمغان زمستان های امروز خانه های وانشان امروز برای ما اهالی وانشان، کرسی تنها به خاطره ای شیرین تبدیل شده است و حتی بسیاری از ما همه ساله نقشه می کشیم که یک کرسی برپا کنیم و بالاخره هم نمی شود. شاید این مطلب، باعث شود که در این زمستان، به یاد روزهای خوش گذشته، یک کرسی کوچک برپا کرده و کودکان را متعجب و بزرگسالان را شاد کنیم منبع
برف و شیره 

دوران جدید
حال و هوای زمستان های امروز وانشان با قدیم خیلی فرق کرده است .کمتر بوی دود چوب و چره به مشام می رسه، چون به کمک بخاری های گازی خانه ها گرم است . آن قدر گرم که دیگر لباس های زمستانی هم نمی چسبد .
ادامه مطلب...
مراسم عزاداری و تعزیه خوانی از هفتم محرم تا دهم محرم در وانشان
تعزیه خوانی

عزاداری

جهت مشاهده تصاویر می توانید اینجا و اینجا و اینجا را کلیک کنید
دانلود قسمت های کوتاه از تعزیه با فرمت 3GP بصورت تصویری
نرم افزار اجرای 3GP در کامپیوتر: نرم افزار 3GP
فایل های تعزیه
1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و آخرین تعزیه خوانی حجت اله
دانلود کنید
ادامه مطلب...
تعزیه حضرت عباس نهم محرم

عباس (ع) به شوق شهادت ، ثانیه شماری می کند و انتظاربرای او چه دشوار شده است .






" عباس " (ع) ، به مرگ نمی اندیشد . " عباس " به مرگ می خندد و می داند شهادت ، پشت نخل ها به انتظار ایستاده است .





او غمناک از وعده ای که نتوانسته به آن عمل کند ؛
وعدۀ آب به کودکان خیمه.
و این است که آشوبی در دلش به پا کرده است .
در نگاه او؛ شهادت ، انتظار کودکان و اهل خیمه ، فرات ، شرم و ..همگی صف کشیده اند .
و چشمان او ؛ خود فراتی زاینده است که در غربت برادرش حسین سخت می جوشد .






ادامه مطلب...


















































